• 4 قطعه
  • 45 دقیقه
  • زنگ آخر

    آفتاب پاییزی حسابی تابیده بود و من تو راه مدرسه بودم. بابا گفته بود كه زنگ های اول مدرسه برای بدرقه ی من بمون و زنگ آخر حتما به مدرسه برو، اما من نمی تونستم بهش بگم كه اتفاقا من درس زنگ آخر رو نخوندم و دلم نمی خواد به مدرسه برم.

    اطلاعات تکمیلی

    • نوع متن: متن اصلی
    • قالب كتاب گویا: روایی
    • تهیه كننده برنامه/نمایش رادیویی: رضوان موسوی
    • سردبیر رادیویی: محمدحسین كیانپور
    • تهیه كننده كتاب گویا: منصوره وهابی
    • دبیر سرویس: سارا عشقی نیا
    • رده سنی: عمومی
    • راوی: محمدرضا سرشار
    • كلید واژه: ادبیات كودك و نوجوان,دانش آموز,سفر,مدرسه,معلم
    • نام سریالی(نام طرح مشترك): قصه ی ظهر جمعه
    • منبع: رادیو ایران
    • نوع مرجع (نمایشنامه-نمایش رادیویی - برنامه-كتاب-فیلم): برنامه
    • آسیب ها: یاس و ناامیدی
    • ملیت: فارسی
    • داستان: داستان كوتاه
    • پیشنهاد ما: دوران درس و مدرسه شاید برای خیلی از ما یادآور بهترین لحظه های زندگی باشه. بازی و شیطنت های كودكانه، كنار هم بودن، زنگ تفریح های پرهیاهو و البته تب و تاب شب امتحان و پرسش كلاسی همه و همه كنار هم زیبا بود. پیشنهاد می كنم كتاب زنگ آخر رو بشنوید تا سفری كوتاه به اون روزها داشته باشید.
    • سال تولید: 1383

    ... اما چاره ای نبود و باید می رفتم. من برای اینكه از كنار بابا جُم نخورم و تا آخرین لحظه كنارش باشم، درس اون روز رو نخوندم. بابا خیلی به آینده ی من امیدوار بود و من باید هرطور شده برای این فكر ...

    اطلاعات بیشتر

    چهارشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۴

    قرآن

    چهارشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۴
    چهار شنبه 18 آذر
    |
    11:33:21
    زنده