نمایش قصه واقعه- قسمت 22 آرشیو برنامه ای
شنبه 22 شهریور 1399 ساعت: 20:30 | مدت: 30 دقیقه
معاویه بر خلاف توافقشان با حسن بن علی، جانشینی خود را به پسرش یزید سپرد. از آن جایی كه یزید آشكارا اصول و فروع دیدن را زیر پا می نهاد، حسین به مخالفت برخاست.\r\nیزید والی خود در مدینه را فرمان داد تا حسین بن علی را به دارالاماره فرابخواند و از او بیعت بگیرد. حسین (ع) به دارالاماره حاضر شد اما با یزید بیعت نكرد و همراه گروهی از بنی هاشم به سوی مكه رفت. در این زمان بود كه شماری از كوفیان وی را به سوی خود خواندند.\r\nاما كوفیان به تشر عبیدالله بن زیاد از یاری كردن حسین سرباز زدند.\r\nعبیدالله حر را مأمور كرد تا با سپاه خود راه را بر حسین ببندد. در روز دوم محرم سال 61 هجری قمری برابر با هجدهم مهرماه سال 59 خورشیدی حسین به زمین كربلا رسیدند.\r\nبه عبیدالله خبر دادند كه حر سر نبرد با حسین ندارد. از این روی عبیدالله، عمر بن سعد را به كوفه فرستاد. عمر بن سعد نیز می كوشید با حسین مدارا كند اما در این میان شمر بن ذی الجوشن عبیدالله را بیش از پیش به كشتن حسین تحریك می كرد.\r\nاز سوی دیگر حبیب بن مظاهر می كوشید تا در میان كوفیان كسانی را به یاری كردن حسین ترغیب كند. او در خانه ابویحیی كه از مسیحیان كوفه بود، پنهان شده بود كه مأموران عبیدالله نتوانند او را بیابند.\r\nدر میان ذكر واقعه شنیدید یحیی مسیحی كه به دست حبیب مسلمان شده بود، از وی خواست كه پیش از حركتش به سوی كربلا، برای او از دختر مسلمانی به نام ماریه خواستگاری كند.\r\nحبیب هم به خواستگاری آن دختر می رود. خالد پدر ماریه، با خواستگاری ماریه و یحیی موافقت می كند اما یحیی را در خانه حبس می كند كه همراه حبیب به كربلا نرود.\r\nاما یحیی و ماریه در را می گشایند و می گریزند.
تهیه كننده: بابك صفی خانی كارگردان: رامین پورایمان هنرمندان: فریبا متخصص، بیوك میرزایی نویسنده: بابك صفی خانی