نمایش قصه واقعه- قسمت 26 آرشیو برنامه ای
چهارشنبه 26 شهریور 1399 ساعت: 20:30 | مدت: 30 دقیقه
معاویه بر خلاف توافقشان با حسن بن علی، جانشینی خود را به پسرش یزید سپرد. از آن جایی كه یزید آشكارا اصول و فروع دیدن را زیر پا می نهاد، حسین به مخالفت برخاست.\r\nیزید والی خود در مدینه را فرمان داد تا حسین بن علی را به دارالاماره فرابخواند و از او بیعت بگیرد. حسین (ع) به دارالاماره حاضر شد اما با یزید بیعت نكرد و همراه گروهی به سوی مكه رفت. در این زمان بود كه شماری از كوفیان وی را به سوی خود خواندند.\r\nاما كوفیان به تشر عبیدالله بن زیاد از یاری كردن حسین سرباز زدند.\r\nعبیدالله حر را مأمور كرد تا با سپاه خود راه را بر حسین ببندد. در روز دوم محرم سال 61 هجری قمری برابر با هجدهم مهرماه سال 59 خورشیدی حسین به زمین كربلا رسیدند.\r\nبه عبیدالله خبر دادند كه حر سر نبرد با حسین ندارد. از این روی عبیدالله، عمر بن سعد را به كوفه فرستاداما در این میان شمر بن ذی الجوشن عبیدالله را بیش از پیش به كشتن حسین تحریك می كرد.\r\nاز سوی دیگر از حبیب بن مظاهر شنیدیم كه خود را همراه پسرش قاسم و مسلم بن عوسجه به كربلا رساند. حوادث دست به دست هم می داند تا فاجعه رقم خورد. شمر شبانه به كوفه رفت و سحرگاه با فرمان عبیدالله بازگشت. فرمان برای عمر بن سعد صادر شده بود. «یا حسین را می كشی یا سالاری سپاه را به شمر وامی گذاری و خود به كوفه بازمیگردی.»\r\nعمر بن سعد كه به هوای ریاست به كربلا رفته بود، اكنون جان خود را هم در خطر میدید. پس بزعم خود با حسین اتمام حجت كرد و به سپاهیانش فرمان آماده باش داد.
تهیه كننده: بابك صفی خانی كارگردان: رامین پورایمان هنرمندان: فریبا متخصص، بیوك میرزایی نویسنده: بابك صفی خانی