بچهها! شما هم دوست دارید مثل هانا و محمدحسن شعر حفظ كنید؟ پس این شعر را كه آنها خواندهاند بشنوید و بخوانید.
اولی بافتنی بود روی سر نینی بود دومی كه بزرگ بود مال پدربزرگ بود سومی صاحب نداشت باد اونو زودی برداشت با اون كلاه كوچك رفت پیش یك مترسك گفت این كلاه زیبا مال شما بفرما