آواز عرفانی
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر كه این تازه براتم دادند من اگر كامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این آب زكاتم ...