خاله كفشدوزك یك بچه ی كوچك داشت كه خیلی دوستش داشت.
خاله كفشدوزك خیلی مهربان بود. دوست داشت همسایه هایش هر روز پیش او باشند. یك روز خانوم مورچه به خاله كفشدوزك گفت كه خانه ی مورچه ریزه را آب برده است ...