یه دشت زیبا بود با درختان بید و گل ها و حیوانات مهربان.
حیوانات دشت هر سال بهار با هم جشن می گرفتند. آقا لاكپشته یك روز كه می خواست به حیوانات كمك كند پایش پیچ خورد. پای او خیلی درد گرفت. روز جشن از راه رسید اما آقا لاكپشته نمی توانست به موقع به جشن ...