یه گردو شكستم كه توش خالی بود.
گردوی كله پوكی قل خورد زیر پایم بالا پرید و پایین چرخید هی برایم مانند لپ لپ آن را من از وسط شكستم تویش نبود چیزی آن را دوباره بستم