بابای خوب من! پس تو كی میآی؟
وقتی بهار آرام در باغ گل میكاشت جنگ آمد و دشمن یك قلب سنگی داشت روزی كه میرفتی من بودم و قرآن بوسیدی و گفتی شیرینتری از جان بر سفرهی نوروز عكس تو در قاب است مانند من مامان دلتنگ ...