لاكپشت كوچولو تازه به دنیا اومده بود و شنا كردن رو هم هنوز خیلی خوب یاد نگرفته بود. اون دوستان زیادی داشت ولی انگار خیلی خوشحال و سرحال نبود. لاكپشت كوچولو از لاك سنگینش خیلی ناراحت بود. اون دوست داشت با سرعت بیشتری حركت كنه، اما... .
كودكان با شنیدن این داستان یاد میگیرن كه قبل از انجام هر كاری به درستی فكر كنن و راهحل مناسبی برای كارهاشون پیدا كنن تا دچار مشكل نشن.