«قشنگترین خونهی دنیا» اسمی بود كه «شبنم كوچولو» برای خونهی خودشون گذاشته بود. اون هر روز به پرندهها غذا میداد. صدای خوش قرآن، موقعی كه خانمهای روستا میاومدن به خونهشون و قرآن میخوندن، به گوش میرسید... .
كودكان با شنیدن این داستان یاد میگیرن هرجا كه «محبت» و «مهربونی» باشه، قشنگترین جای دنیاست، درست مثل خونههای شما بچههای خوب و دوستداشتنی.