بهنام، ته كلاس نشسته بود و صدای پچ پچ او با عباس، معلم را كنجكاو كرد. او یك تیركمان همراه خود به مدرسه آورده بود.
روزهای منتهی به پیروزی انقلاب بود، مردم در مبارزه با ظلم شاه تظاهرات می كردند و ماموران ساواك، به مردم حمله می كردند، بهنام فكری به سرش زد، او تیركمانش را از كیف مدرسه درآورد و ... باهم ماجراجویی ...