طفلكی خالهریزه، اسبابكشی كرده اما دلش توی خونهی قبلی جا مونده.
تموم روز، صبح تا غروب خالهریزه اسبابكشی داشت با اینكه خیلی ریزه بود اسباب گنده برمیداشت جعبههای كوچیك، بزرگ بسته به بسته خُرده ریز صندوقای كهنه و نو تخته و چوب، كمد با میز تموم این ...