اون دور دورا خانم موشی و آقا موشه با هم زندگی می كردند. بچه خانم موشه و آقا موشه یه عادت بد داشت كه توی حرف بقیه می پرید و نمی گذاشت كسی حرف بزنه.
یك روز خانم خرگوشه به دیدن آنها آمد و می خواست با خانم موشه حرف بزنه كه موش كوچولو دایما توی حرف های آنها پرید و آنقدر این كار را تكرار كرد كه خانم خرگوشه ناراحت شد و از آنها خداحافظی كرد و رفت. ...