بابای مدرسه، بابا حبیب، مثل بابای بچهها بود.
عباس پدر نداشت. روز پدر داشت از راه میرسید و عباس بهكمك دوستانش برای بابا حبیب، یك هدیهی خیلی مخصوص تدارك دید؛ هدیهای كه بابا حبیب را خیلی خوشحال كرد.